مفاهیم عمومی ترویج زراعتی
مفاهیم عمومی ترویج زراعتی
تعریف ترویج زراعتی
اگر ترویج زراعتی را از نگاه تاریخی بررسی نمایم معلوم خواهد شد که ترویج زراعتی به معنی آموزش و پرورش در بخش زراعت و اقتصاد خانواده برای مردم روستایی بوده است. از مشخصات این آموزش بکارگیری علم و دانش در زندگی واقعی مردم است که در سالهای اخیر گسترش زیاد یافته است. اشتراک مردم در این آموزش راز موفقیت ترویج زراعتی محسوب میشود.
ترویج در لغت به معنی رواج دادن یک شی، گسترش دادن و عام ساختن یک شی میباشد. ولی در اصطلاح دانشمندان ترویج تعریفهای گوناگونی بسته به نحوه نگرش آنها به ترویج زراعتی از آن ارئه کرده است، که در ذیل از یکتعداد این تعاریف یادآوری به عمل می آید.
ترویج به مفهوم وسیعتر آن عبارت از خدمت و یا سیستم است که بوسیله آن ثمره تعلیمات مؤسسات تعلیمی به مردمیکه آنرا طور نورمال کسب کرده نمیتواند، در جائیکه کسب و کار میکند رسانیده میشود. بنابر این تعریف، ترویج[1][1] و آموزش و پرورش زراعتی[2][2] با هم مترادف هستند. ترویج زراعتی آندسته از آموزش را که بوسیله آن روستائیان بتواند مشکلات خود را حل نمایند، افاده میکند.
موشر (Mosher) ترویج زراعتی را فرایندی میداند که طی آن یک سلسله فعالیتها از طریق آموزش غیرکلاسیک به منظور ارتقای سطح زندگی روستائیان و زارعین؛ و اصلاح وضع زندگی فزیکی خانواده های آنها و تسریع در امر رفاه جوامع روستایی انجام میگردد.
پال فریر (Paul Freir) ترویج زراعتی را وسیله هجوم فرهنگی به قلمرو روستاها و استثمار اقتصادی روستائیان تلقی میکند.
بندیک ستویس (Bandic Stavis) ترویج زراعتی را وسیله دولتی به شمار می آورد که تشویق کننده و انتشار دهندهای فنون و روشهای است که هدف آن بهبود کیفی و افزایش کمی محصولات زراعتی جهت تأمین مواد غذایی مورد نیاز مردم در سطح ملی و یا صادرات و بهبود و اصلاح وضع زندگی زارعین میباشد.
ایدسن اچ ماندر ترویج زراعتی را یک خدمت یا سیستم میداند که از طریق طرزالعمل های تربیوی در اصلاح میتودها و تخنیک های زراعتی، ازدیاد حاصلات و عواید؛ و بلندبردن سطح زندگی دهاقین و ارتقای ستندردهای اجتماعی و تربیوی زندگی روستایی سهم میگیرد.
تعریف فوق بسیار وسیع است و تمامی ابعاد محیط کی زارع در آن زندگی میکند در بر دارد.
تعریف جامع ترویج زراعتی چنین ارائه شده است:
ترویج زراعتی یک مکتب آموزش غیر کلاسیک است که غالبا در دست دولتها بعنوان وسیله دخالت آگاهانه و استادانه قرار میگیرد که با استفاده از وسایل ارتباطی و آموزشی در جهت ایجاد تغیرات مثبت و داوطلبانه ارباب رجوع مربوطه (زارعین و روستائیان) به منظور دست یابی به اهداف مختلف در عرصه سکتور زراعت و روستاها بکار گرفته میشود.
آمریکا: کمک به مردم جهت رفع مسایل و مشکلات شان.
انگلستان: ارائه خدمات مشاوره ای به مردم در زمینه زراعت.
فرانسه: ساده کردن پیام به نحوی که برای مردم قابل فهم باشد.
هالند: ترویج یعنی روشن کردن راه برای مردم.
استرالیا: ترویج عملی است که پیشرفت در جهت مطلوب را تحریک می کند.
بهترین تعریف ترویج کمک به مردم برای رفع مسائل و مشکلات شان است که توسط آمریکا ارائه شده است. بنابراین می توان گفت ترویج فرایند مستمر در جهت ارائه اطلاعات ثمر بخش به مردم و سپس کمک به آنان در جهت کسب معلومات، مهارتها و نگرشهای لازم برای استفاده موثر از این معلومات میباشد.
چون گفته شد که ترویج زراعتی یک نوع آموزش است بنا جهت درک خوبتر موضوع بهتر است که آموزش و اقسام آنرا بشناسیم.
تعریف تعلیم و تربیه (Education):
تعلیم و تربیه عبارت از مجموع تمامی فعالیتهای است که مسؤل بوجود آوردن تغیر مطلوب در رویه انسانها میباشد.
انواع تعلیم و تربیه
بصورت عموم سه نوع تعلیم و تربیه شناخته شده است:
1. تعلیم و تربیه رسمی (Formal Education)
2. تعلیم و تربیه غیر رسمی (Informal Education)
3. تعلیم و تربیه خصوصی (Non-Formal Education)
1)تعلیم و تربیه رسمی (Formal Education)
تعلیم و تربیه رسمی یک ساختار و یا سیستم درجه بندی شده است که از مکتب تا پوهنتون در مؤسسات تعلیمی به راه انداخته میشود. و یا به عبارت دیگر تعلیم و تربیه که در داخل چهار دیواری یک مؤسسه تعلیمی صورت میگیرد. مانند: مکتب، کالج، پوهنتون و غیره.
خصوصیات تعلیم و تربیه رسمی
1. حاضر بودن در صنف حتمی است؛
2. یک تقسیم اوقات جدی تعقیب میگردد؛
3. جریان یک طرفه معلومات از استاد به شاگرد؛
4. یک برنامه درسی از قبل تعین شده تعقیب میگردد؛
5. جهت حصول درجه تحصیلی، اخذ تصدیق نامه و دیپلوم به پیش برده میشود؛
6. داخله و امتحانات حتمی است؛
7. متعلمین عمدتاً از لحاظ سن و تفکر اختلاف زیاد ندارد.
2) تعلیم و تربیه غیر رسمی (Informal Education)
تعلیم و تربیه غیر رسمی یک سیستم منظم سیستماتیک است که بیرون از سیستم آموزش رسمی برای گروه از افراد دارای نیازمندیهای معین به راه انداخته میشود. مانند: ترویج زراعتی، کمپاین سواد آموزی بزرگسالان، تعلیمات صحی و تغذیوی و غیره.
خصوصیات تعلیم و تربیه غیر رسمی
1) حاضر بودن در صنف داوطلبانه است؛
2) تعلیم و تربیه غیر رسمی خارج از چهاردیواری مکتب یا پوهنتون به راه انداخته میشود. بطور مثال در توسعه زراعتی مزرعه دهقان به عنوان صنف، کارمند توسعه به عنوان استاد و دهاقین و علاقمندان به عنوان شاگردان محسوب میشوند؛
3) پرابلم زارع موضوع درس را تشکیل میدهد؛
4) تقسیم اوقات ثابت نمیباشد و نظر به شرایط تغیر پذیر میباشد؛
5) متعلمین معمولاً از نگاه سن و تفکر اختلاف زیاد دارند؛
6) داخله و امتحان وجود ندارد؛
7) جهت حصول درجه تحصیلی، تصدیق نامه و دیپلوم به پیش برده نمیشود؛
3) تعلیم و تربیه خصوصی (Non-Formal Education)
تعلیم و تربیه خصوصی یک پروسه دوامدار آموزش در طول زندگی میباشد. که طی آن فرد معلومات، مهارتها، طرز برخوردها و بصیرت را از تجارب روزمره و محیط ماحول خویش می آموزد و بدست می آورد.
خصوصیات تعلیم و تربیه خصوصی
1) عملیه های علم جامعه شناسی را در بر میگیرد؛
2) در برگیرنده انتقال معلومات اجداد از نسل به نسل میباشد؛
3) بصورت عمدی و یا غیرعمدی تقلید صورت میگیرد؛
4) تربیه کردن اطفال دریک فامیل و خصوصیات که اطفال از والدین و فامیل شان حاصل میکند نیز شامل تعلیم و تربیه غیر رسمی است.
سیر تکامل ترویج زراعتی
اگرچه تا اکنون به درستی مشخص نشد است که ترویج زراعتی را کدام ملت، چه وقت و در کدام قسمت از کرهای زمین بکار گرفت و منظور آنها از ترویج زراعتی چه بود و چه تعریف از آن داشتند. ولی این نکته واضح است که ترویج زراعتی ریشه اصلی و فلسفهای واقعی خود را از عصر رنسانس به این طرف باز یافته است، عصر که در طی آن بکارگیری علوم در جریان عمل و مرتبط ساختن آموزش با نیازهای مادی انسانی مورد توجه قرار گرفت و حل مشکلات بشر با استفاده از نیروی عقل و علم انسانی و در پرتو تحقیقات علمی گسترش یافت.
اصطلاح ترویج زراعتی برای اولین بار به مثابه یک نوآوری تعلیمی در سال 1873م از طرف پوهنتون کمبرج انگلستان بمیان آمد. و منظور از آن فعالیتهای آموزشی پوهنتونی بود که خارج از محیط پوهنتون و مقرارت معمولی پوهنتونی صورت میگرفت. تا از این طریق ثمره تعلیمات پوهنتونی را به مردم عوام در جاهایکه کار و زندگی میکند برساند. از این رو گفته میتوانیم که اصطلاح ترویج برای اولین بار در انگلستان بوجود آمده نه در ایالات متحده امریکا که بعضی اوقات فکر آن میشود. این اصطلاح در مدت تقریباً یک دهه به مؤسسات دیگر در انگلستان، ایالات متحده امریکا و دیگر مناطق گسترش یافت. نهضت ترویج در ایالات متحده امریکا مانند انگلستان از پوهنتون ها و کتابخانه های عامه آغاز یافت.
ترویج زراعتی امروزی به مقایسه پروگرامهای قبلی ترویجی بسیار دیر بمیان آمده و لی ترویج زراعتی در قسمت تعلیمات زراعتی، مشوره ها و نمایشات مزرعوی مانند زراعت پیشینه تاریخی دراز دارد. از جمله خدمات مشورتی سکاتلندی از قدیمترین خدمات ترویجی در جهان محسوب میگردد. داکترسیمن ناپ (Dr. Seaman Knapp) در سال 1902م در ایالت های جنوبی امریکا نمایشات مزرعوی و فامیلی را آغاز کرد که از طریق وزارت زراعت ایالات متحده امریکا (USDA) تمویل میشد و بعدأ در تمویل آن حکومتهای ایالتی و محلی نیز سهم گرفتند و آهسته آهسته به یک پروژه کوپراتیفی تبدیل شد.
بعد از جنگ جهانی دوم دو برنامه مهم جهت عمران روستاها از طرف آمریکائیها تهیه و تدین شد و به کشورهای جهان سوم صادر گردید. این دو برنامه شامل توسعه یا ترویج زراعتی (Agricultural development) و انکشاف جامعه (Community development) بود. از اینرو ترویج زراعتی بعد از جنگ جهانی دوم مورد توجه خاص دولت ها، سازمان ها و مؤسسات کمک دهنده بین المللی قرار گرفت و به عنوان وسیله جهت دستیابی به اهداف خاص در عرصه انکشاف دهات و توسعه زراعتی بکار گرفته شد. چون ترویج زراعتی در چوکات تیوریهای توسعه فعالیت مینمود، با تغیرات و دگرگونیهای که در فلسفه،اهداف و ستراتیژیهای توسعه در اواخر دهه 1970م رخ داد، ترویج زراعتی نیز دستخوش تغیرات زیاد شد و در ابعاد مختلف آن بازنگری بعمل آمد. قابل یاد آوری است که خدمات ترویج زراعتی جهت انکشاف اقتصادی و اجتماعی دهاقین و روستائیان و رشد محصولات زراعتی و حیوانی در سال 1337ھش در چوکات وزارت زراعت شروع به فعالیت نمود. این اداره تحت نامهای مختلف و به سطوح مختلف تا حال فعالیت نموده و خدمات شایان را برای جوامع روستایی و دهقانی انجام داده است.
فلسفه ترویج
فلسفه اساسی ترویج کمک و خدمت به مردم در هر جا و هر سطح دانش که قرار دارند، میباشد. هدف اصلی همکاری با مردم به خصوص دهاقین، در این است که آنها با دانش و مهارتهای فنی زراعت مجهز شوند تا با استفاده از آن بتواند حاصلات خویش را بلند ببرد، اقتصاد خود را خویش تقویت نماید، و نیز در تقویت اقتصاد ملی سهم فعال گیرند.
اهداف ترویج زراعتی
قبل از آنکه به اهداف ترویج زراعتی بصورت مشخص به پردازیم لازم دیده میشود خود اهداف را تعریف، خصوصیات و انواع آنرا برجسته سازیم.
هدف: هدف عبارت از انجام است که تمامی فعالیتهای ما به طرف آن رهنمایی میشود. یا به عبارت دیگر هدف سمت حرکت یک فعالیت را نشان میدهد.
خصوصیات اهداف
یک هدف خوب باید SMART باشد که هر حرف این مخفف نمایندگی از یک خاصیت هدف مینماید که هر کدام آن قرار ذیل میباشد:
1.هدف باید مشخص باشد (Specific)=S
2.هدف باید قابل اندازه گیری باشد (Measurable)M=
3.هدف باید قابل حصول باشد (Attainable)A=
4.هدف باید مناسب باشد (Relevant)R=
5.در وقت تعین شده بدست آمده بتواند (Track able)T=
اقسام اهداف ترویج زراعتی
اهداف در اکثر ساحات به شمول ترویج به سه قسم ذیل میباشد:
1.اهداف بنیادی/ اساسی (Fundamental Objectives)
2.اهداف عمومی (General Objectives)
3.اهداف مشخص/ کاری (Specific or Working Objectives)
1) اهداف بنیادی/ اساسی (Fundamental Objectives)
اهداف اساسی عبارت از اهداف کلی یک جامعه میباشد که بنام اهداف دراز مدت، اساسی و کلی نیز یاد میشود. مانند: انکشاف افراد یک جامعه، زندگی بهتر، انکشاف اقتصادی جامعه و غیره.
2) اهداف عمومی (General Objectives)
اهداف عمومی نسبت به اهداف اساسی مشخصتر میباشد. اهداف عمومی عبارت از اهداف درازمدت یک پروگرام میباشد. مانند: بلندبردن عواید دهاقین، بلندبردن ستندردهای زندگی دهاقین و روستائیان و غیره.
3) اهداف مشخص/ کاری (Specific or working objectives)
شامل اهداف میان مدت و کوتاه مدت است که توسط زارع و یا کارمند توسعه تعین میشود. مانند: بلندبردن حاصلات گندم، کنترول گیاهان هرزه گندم، آموزش دادن به زارعین در رابطه طروق کشت گندم و غیره.
بخاطر درک خوبتر موضوع در ذیل هر سه نوع اهداف ترویج زراعتی را در یک مثال ارئه میکنیم:
1) هدف اساسی ترویج زراعتی: انکشاف زراعت و بلندبردن سطح زندگی دهاقین.
2) اهداف عمومی: بلندبردن حاصلات گندم در فی واحد زمین.
3) اهداف مشخص و یا کاری
1.معرفی ورایتی های جدید گندم به دهاقین؛
2.تشویق دهاقین جهت استعمال مقدار تعین شده تخمریز؛
3.قانع ساختن دهاقین تا یک تناسب را بین تعداد نباتات و اندازه زمین رعایت نماید؛
4.تشویق دهاقین جهت استفاده از کودهای کیمیاوی؛
5.تشویق دهاقین جهت کنترول گیاهان هرزه؛
6.تشویق دهاقین جهت تطبیق تعداد معین دفعات آبیاری؛
7.تشویق دهاقین جهت استفاده از مواد کیمیاوی در صورت ضرورت.
بخاطر دست یافتن به اهداف ترویج زراعتی کارمند ترویج باید بکوشد تا در دانش، مهارت و ذهنیت (Knowledge, Skills and Attitude) دهاقین جهت دست یافتن به اهداف پروگرام خود تغیرات مثبت بوجود بیاورد، و آنها را به پذیرش تکنالوژی جدید متقاعد سازند.
اهداف مشخص ترویج زراعتی
هدف اساسی ترویج، آموزش، ایجاد انگیزه و تغییر رفتار مردم است و هدف بنیادی ترویج زراعتی تسهیل بخشیدن پروسه انکشاف زراعت از طریق معرفی تکنالوژی جدید و معلومات فنی و تخنیکی برای دهاقین و مالداران و تشویق و آشنا کردن آنها جهت استفاده از تکنالوژی و معلومات در پروسه تولید محصولات زراعتی و مالداری میباشد. ترویج زراعتی دارای اهداف متعدد و متنوع است و نظر به انکشاف اقتصادی و اجتماعی جوامع فرق میکند. که به برخی از آنها اشاره میشود:
1.کمک به دهاقین در تشخیص مشکلات شان و دریافت راه حل های عملی برای آنها؛
2.آموزش دهاقین پیرامون دانش فنی و روشهای علمی و فنی زراعت؛
3.انتقال تکنالوِژی مناسب به جوامع دهقانی؛
4.جمع آوری و انتقال مشکلات دهاقین به مراکز تحقیقاتی؛
5.آگاه ساختن دهاقین از موجودیت فرصتها و محدودیتهای محیط ماحول شان؛
6.کمک به زارعین در تصمیم گیری؛
7.تغیر در رویه زارعین؛
8.کمک به زارعین جهت دستیابی به اهداف خویش؛
ساحات فعالیت خدمات ترویجی
خدمات ترویجی ساحات مشخص فعالیت دارند، که در ذیل از آن یاد آوری میشود:
1) افزایش حاصلدهی محصولات زراعتی و دامی؛
2) مدیریت بازاریابی محصولات زراعتی و دامی؛
3) حفاظت، توسعه، احیا و استفاده از منابع طبیعی؛
4) مدیریت بهتر مزرعه و منزل؛
5) بهبود ستندردهای زندگی خانواده های روستایی؛
6) توانمند سازی و آموزش جوانان روستایی؛
7) انکشاف مهارتهای رهبری،
8) انکشاف روستاها؛ و
9) بهبود امور عمومی برای توسعه همه جانبه.
برای درک بهتر، ساحات متذکره را هریک بصورت بسیار خلص به معرفی میگیریم.
1) افزایش حاصلدهی محصولات زراعتی و دامی
از آنجا که میدانیم یکی از اهداف اساسی زراعت تولید غذا برای نفوس در حال رشد جوامع انسانی و تأمین مصؤنیت غذایی میباشد. زراعت و دامپروری معمولا در روستاها صورت می پذیرد و روستائیان مؤلدین مواد غذایی موردنیاز جوامع میباشد. زراعت بسیاری کشورهای روبه انکشاف به شمول کشور ما شکل سنتی و معیشتی دارد. حاصل فی واحد زمین و فی رأس حیوان در سطح بسیار پائین قرار دارد. در ضمن فرصتهای شغلی بیرون از سکتور زراعت و مالداری تا اندازه زیاد محدود است. از اینرو ضروری پنداشته میشود تا سکتور زراعت و مالداری کشورهای روبه انکشاف توسعه یابد. تا از یک طرف مواد غذایی مورد نیاز جوامع روستایی و شهری تهیه شده بتواند و مصؤنیت غذایی تامین شود و از طرف دیگر وضع زندگی دهاقین و مالدارن بهبود یابد.
اقتصاد کشورهای پیشرفته در زمینه به کفایت سکتور زراعت و مالداری تأکید مینمودند. به این مفهوم که عوامل تولید محصولات زراعتی و مالداری طوری ترکیب و تنظیم شوند تا در نتیجه محصولات بیشتر به مصارف اندک بدست آمده بتواند. همچنان استفاده از ورایتی ها پرحاصل و مقاوم در برابر امراض و آفت، استفاده از نسل های اصلاح شده و حاصلده حیوانات و بکار گیری پرکتس های علمی زراعتی و مالداری باعث افزایش حاصلدهی محصولات زراعتی و دامی شده میتواند.
افزایش سریع نفوس، سیاستهای دولتها، تغیر در طرز مصرف خانواده ها و تهیه مواد خام صنعت عوامل است که سکتور زراعت و مالداری را تحت فشار قرار داده و سبب تغیرات گوناگونی در آن میگردد. ترویج زراعتی دهاقین را برای مقابله به این تغیرات و استفاده مطلوب از آنها آماده میسازد.
2)مدیریت بازاریابی محصولات زراعتی و دامی
مارکتنگ محصولات زراعتی بخش مهم مدیریت محصولات زراعتی بعد از رفع حاصل میباشد. سالها قبل دهاقین و مالداران مارکتنگ محصولات شان را خود انجام میدادند ولی اکنون به صدها هزار واسطه های مارکیتی میان مؤلدین و مصرف کنندها فعالیت دارند و امور مارکتنگ را به پیش میبرد. انکشاف مارکتنگ جهت رشد و انکشاف جوامع بشری یک امر ضروری پنداشته میشود.
دهاقین و مالداران نمیدانند که چه تولید کنند؟ برای کی/کیها تولید کنند؟ چقدر تولید کنند؟ تولید خود را به کدام مارکیت و چه وقت عرضه کنند؟ و امثالهم. اکثر آنها به مارکیت عوامل تولید و محصولات رابطه ضعیف دارد و یک تعداد آنها صرف تولید محور هستند. ترویج زراعتی دهاقین و مالداران را به اهمیت مارکتنگ آشنا میسازند. به آنها می آموزد که چطور میتواند جواب سوالات اقتصادی اینکه چه تولید کنند؟ برای کی/کیها تولید کنند؟ کجا تولید کنند؟ چقدر تولید کنند؟ چه وقت تولید کنند؟ تولید خود را به کدام مارکیت و چه وقت عرضه کنند؟ را در یابد. همچنان ترویج زراعتی مؤلدین محصولات زراعتی و دامی را در موارد ذیل همکاری میکند:
1.پائین آوردن مصارف تولید؛
2.بازار یابی تولید؛
3.فهماندن مؤلدین به سیستم مارکتنگ.
3) حفاظت، توسعه، احیا و استفاده از منابع طبیعی
منابع طبیعی ثروتهای الاهی هستند که خداوندج برای بشر ارزانی فرموده تا با استفاده از آن سطح زندگی خویش را بلند ببرد. موجودیت منابع طبیعی یکی از فکتورهای اساسی پیشرفت اقتصادی جوامع بشری محسوب میگردد. حجم ذخایر منابع طبیعی تجدید نشوند در یکتعداد کشورها روبه کاهش است و منابع طبیعی تجدید شونده در بسیاری کشورها تخریب و یا آلوده گردیده است. از اینرو ضروری است که منابع طبیعی در پهلوی استفاده حفاظت و احیا شود، تا در آینده به کمبود منابع طبیعی تجدید نشوند و خراب شدن کیفیت منابع تجدید شونده مواجه نشویم و از این امانت نیاکان و پدران خویش بصورت معقول و مطلوب استفاده نمایم و آنرا برای نسل های آینده به یک حالت خوب نگهداری نمایم. برای رسیدن به این هدف باید میان استفاده و احیای منابع طبیعی یک تناسب موجود باشد. در زمینه ترویج به مردم در موارد ذیل همکاری میکند:
1.آگاه ساختن مردم از ارزش منابع طبیعی؛
2.فهماندن مردم به طروق استفاده از منابع طبیعی و حفاظت و احیای آنها؛
3.همکاری به مردم جهت استفاده اعظمی و مطلوب از منابع طبیعی.
4) مدیریت بهتر مزرعه و منزل
مدیریت یک فکتور مهم در تمامی بخش های تولیدی و خدماتی میباشد و در موفقیت و انکشاف آنها رول عمده را بازی میکند. برآوردن اکثریت خواسته های بشری فعالیت های دوامدار را ایجاب میکند و فرد باید تعداد زیاد تصامیم را جهت برآوردن خواسته های خویش بگیرد. چون تصمیم به اساس منابع اتخاذ میگردد، بنأ در جهان منابع محدود فرد مجبور است حد اقل منابع که در دسترس دارد طوری بکار گیرد تا بتواند تعداد بیشتر از خواست های نامحدود خویش را مرفوع سازد، که همین مفهوم اساسی مدیریت میباشد.
ترویج برای روستائیان اهمیت و ضرورت مدیریت در زندگی فامیلی و کاری را روشن میسازد. و به آنها اصول و مهارتهای مدیریت را می آموزد تا با استفاده از آن منابع محدود خویش را جهت بدست آوردن اهداف خویش بصورت درست تنظیم و ترکیب نماید و همچنان از طریق عملی ساختن تصامیم آگاهانه و علمی خویش سطح زندگی، عواید و حاصلات خویش را بلند ببرد.
5)بهبود ستندردهای زندگی خانواده های روستایی
اکثریت جمعیت فقیر جهان در روستاهای کشورهای روبه انکشاف زندگی میکند و آنها از ستندردهای بسیار پائین زندگی برخور دار هستند. ریشه تمامی مشکلات (فقر، بیسوادی، مریضی و غیره) در جوامع روستایی موجود میباشد و خلا میان شهر و ده بسیار بزرگ میباشد. بنأ باید به انکشاف جوامع روستایی توجه جدی صورت گیرد. به این منظور در آغاز قرن بیستم در آیالات متحده امریکا یکتعداد مؤسسات که راجع به زندگی فامیلی معلومات تهیه میکردند، بمیان آمدند. پیشرفتهای تکنالوِژی و تغیرات سریع اقتصادی بالای زندگی خانواده ها تاثیر فوق العاده وارد میکند و در نتیجه از خدمات ترویجی تقاضاهای ارائه خدمات گوناگون صورت میگیرد. اقتصاد فامیلی، مدیریت فامیلی، خرید برای فامیل، روابط بشری، غذا و تغذیه، لباس، ذخیره و پروسس مواد غذایی بخش های است که خدمات ترویجی در محوطه زندگی فامیل به آن سروکار دارد.
6) توانمند سازی و آموزش جوانان روستایی
پروگرام توانمند سازی جوانان روستایی بخش مهم تعلیمات ترویجی را تشکیل میدهد. این پروگرام در تعلیم و تربیه جوانان خورد سال نقش بارز داشته در انکشاف ذهنی، کسب صفات نیکو، رشد مهارتهای رهبری، قبول مسؤلیت، تبارز استعدادها و مهارتهای مسلکی و بودن عضو مفید جامعه مؤثر میباشد. این پروگرامها زمینه را به عمل گروهی جوانان روستایی فراهم میکند. پروگرامهای انکشاف جوانان روستایی با تأسیس کلب هایH4 جوانان روستایی در ایالات متحده امریکا از چندین دهه به اینسو به هدف انکشاف جوانان روستایی آغاز گردیده و یک میتود موفق در زمینه میباشد. ابتدا تنها جوانان دهقان بچه در این کلب ها اشتراک کرده میتوانست ولی به مرور زمان به تمامی روستائیان فرصت این خدمت فراهم گردید. عموما جوانان که سن شان از 12الی 22 سال میباشد و بنا بر مشکلات از تکمیل دوران مکتب باز مانده اند در این کلب ها منسجم میشوند.
H4 یک اختصار چهار کلمه است که هر کلمه آن به حرف اچ زبان انگلیسی آغاز میگردد که این کلمات قرار ذیل میباشد:
1)H1 = Hand که به مفهوم دست میباشد.
2)H2 = Head که به مفهوم سر و مغز میباشد.
3)H3 = Hearth که به مفهوم قلب میباشد.
4)H4 = Health که به مفهوم صحت میباشد.
به صورت کلی مفهوم کلب های H4 اینست که با استفاده از نیروی دست و دماغ؛ و دل پاک و بهره برداری از نعمت صحت برای اعمار جامعه نوین همه با هم دست به کار میشوند.
7) انکشاف مهارتهای رهبری
رهبری یک پدیده اجتماعی است که در مراحل مختلف تکامل جوامع بشری به شکل از اشکال موجود بوده ولی رهبری نسبت به گذشته در عصر امروزی اهمیت خاص پیدا کرده است و مردم درک کرده اند که بدون رهبر و پیشوا نمیتواند به اهداف گروهی نایل آیند و هیچ کشور بدون رهبر وفادار، صادق و دلسوز به مدارج بالای رشد و انکشاف نرسیده است. رهبر عامل تحرک عمل گروهی است و عمل گروهی عامل است که توسط آن تصامیم گروهی به اجرا در می آید.
برآوردن ضرورتهای مشترک جامعه و حفظ ارزشهای آن فقط در صورت موجودیت رهبر وفادار، صادق و دلسوز تحقق یافته میتواند. رهبران در سطوح مختلف میکوشند تا افراد که از آنها نمایندگی میکند، بسوی انکشاف اقتصادی و اجتماعی سوق دهد و رفاه و آسایش آنها را تامین نماید. ترویج به روستائیان اهمیت و ضرورت رهبری را روشن میسازد و به آنها مهارتها و اصول رهبری را می آموزد تا باشد موقع به منسجم ساختن و عمل گروهی آنها مساعد گردد.
8) انکشاف روستاها
انکشاف روستاها یک بخش مهم انکشاف ملی کشورها دانسته شده است. چرا که اکثریت مطلق نفوس کشورهای روبه انکشاف در روستاها زندگی میکند، ریشه بسیاری مشکلات در روستاها دیده میشود و خلا بین شهر و ده بسیار کلان میباشد. یک جامعه کوچک روستایی معمولاً وحدت جغرافیایی مستحکم دارد و هر فرد آن میخواهد در مسایل عام مربوط به منطقه خویش سهم گیرد. روستائیان منابع فراوانی برای رشد و انکشاف جامعه خود در اختیار دارند که در ذیل از آن یاد آوری میشود:
1.منابع طبیعی: زمین، آب، معدن، جنگلات، علفچر و غیره
2.منابع انسانی: نیروی انسانی ماهر و مستعد
3.منابع مؤسسوی: مکتب، کلینک، مارکیت، نهاد های حکومتی و غیره
ترویج از طریق به راه انداختن پروگرامهای مختلف زمینه استفاده از این منابع در جهت رشد و انکشاف جوامع روستایی را مساعد میکند.
9) بهبود امور عمومی برای توسعه همه جانبه
انکشاف پروسه دوامدار است که تمامی جانبه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه را در بر میگیرد. از اینرو انکشاف جامعه به موجودیت منابع، زیربناها، پالیسی ها و ستراتیژیهای جهت رسیدن به اهداف متعدد و متنوع ضرورت دارد. دولت و سکتور خصوصی به کمک مردم میتواند در فراهم کردن این منابع در انکشاف جامعه سهم گیرد و آنرا تحقق بخشد.
اساسات ترویج
یک سلسله اساسات وجود دارد که باید هنگام طرح و تطبیق پروگرامهای ترویجی حتماً در نظر گرفته شود که ذیلأ از آن تذکر بعمل می آید:
1)پروگرام ترویج باید بر اساس رسوم و عنعنات مردم استوار باشد؛
2)پروگرام ترویج باید به رشد و تکامل جامعه همنوایی داشته و انعطاف پذیر باشد؛
3)پروگرام ترویج باید به شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه موافق بوده و در حل مشکلات و رفع نیازمندیهای مردم موثر واقع شود؛
4)پروگرام ترویج باید پالیسیهای مربوطه را در نظر گیرد و در همکاری به سایر شعبات مربوطه عمل نماید؛
5)پروگرام ترویج باید نیازمندی و دلچسبی مردم را در نظر گیرد؛
6)سهیم ساختن مردم در طرح و تطبیق پروگرامهای ترویجی یک امر لازمی میباشد؛
7)روشهای آموزش ترویجی باید مطابق سویه مردم باشد؛
8)در پیشبرد امور ترویجی باید از رهبران محلی استفاده بعمل آید؛
9)در پیشبرد پروگرامهای ترویجی باید از متخصصین شقوق اختصاصی استفاده شود؛
10)فعالیتهای ترویجی باید قناعت مردم را فراهم ساخته بتواند
11)پروگرام ترویج باید تربیه و رهنمایی تمام فامیل دهقان را در نظر گیرد؛
12)کار ترویج باید بر اساس روحیه دیموکراتیک استوار باشد؛
13)کار ترویج باید طوری دوامدار بررسی و ارزیابی گردد.
همت بلند دار که مردان روزگار---از همت بلند به جای رسیده اند